تبليغاتX
منطق در ايران

منطق در ايران

منطق‌آموزي، منطق‌پژوهي و منطق‌انديشي

سلام خدمت همه دوستان

با تشكر از همه دوستان عزيز كه مرا مورد لطف و محبت خود قرار دادند. قرار بود همان روز انتشار كتاب فلسفه منطق ربط، فروشگاههاي همكار با دانشگاه مفيد در تهران رو خدمت دوستان اعلام كنم. ولي به مناسبت سفر غير مترقبه مسؤلين ذي ربط، اين مسئله دو هفته تأخير شد. من از اين بابت، از همه دوستان عذر مي‌خوام.

آدرس دو مركز نشر كه كتاب رو ارائه مي‌دند:

۱. مؤسسه شبكه انديشه تهران، ميدان انقلاب، ابتداي خ آزادي، اول خ كاوه پلاك ۲۰۴، واحد ۶،

تلفن ۶۶۹۱۴۷۶۵ و ۶۶۹۲۵۱۲۷

۲. شركت بازرگاني كتاب گستر تهران بزرگراه آفريقا، بين بلوار گلشهر و ناهيد، خ گلفام پلاك ۱،

تلفن ۲۲۰۱۹۷۹۵ و ۲۲۰۵۰۳۲۶

+ نوشته شده در  شنبه 28 بهمن1385ساعت 14:40  توسط اسداله فلاحي  | 

سخن رضا اطي:
سلام دوستان .می خواستم بدانم آیا ما چیزی به اسم جهت محمول آن گونه که آقای دکتر نبوی گفته اند داریم یانه؟البته ایشان برای استناد و ردیابی آن در منطق اسلامی به ضرورت بتاته سهروردی و موجبه مردده المحمول اشاره کرده اند.که به نظر بنده اولی نمی تواند قابل قبول باشد.از طرفی در کتاب سرشت کلیت وضرورت از طریقی دیگر به همین مطلب اشاره شده است.و خواسته اند جهت محمول را در منطق سنتی اثبات کنند.به نظر شما از لحاظ معناشناسی منطق سنتی قبول جهت محمول تا چه حد پذیرفتنی است.

 

پاسخ:

من گمان مي‌كنم دكتر نبوي در طرح تفاوت جهت محمول و جهت حمل اشتباه كرده‌اند.

"x £(Fx Gx)             جهت حمل به نظر دكتر نبوي

"x (Fx £Gx)             جهت محمول به نظر دكتر نبوي

 

 

به گمان من، اگر نمادي براي رابطه مانند R از رشر را به كار ببريم تفاوت اين دو جهت به آساني قابل بيان است:

 

"x (Fx £RGx)            جهت حمل به نظر ما

"x (Fx R£Gx)            جهت محمول به نظر ما

 

با اين توضيحات، بسياري از نكات دكتر نبوي در باره سخنان سهروردي به نظر ما نادرست مي‌رسد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 بهمن1385ساعت 13:43  توسط اسداله فلاحي  | 

سوالي از آقاي هاتف احمدي

سلام آقای فلاحی عزیز .

ممکنه ساخت منطقی برهان های زیر از توماس آکوینی رو در منطق محمول ها مشخص کنید ؟ اگر نتیجه گیری ای کرده از لحاظ صوری درسته ؟



No effect can cause itself, but requires another cause. If there were no first cause, there
would be an infinite sequence of preceding causes. Clearly there cannot be an infinite
sequence of causes, therefore there is a first cause, and this is God.
--------------------------------
All things in the world act towards an end. They could not do this without there being an
intelligence that directs them. This intelligence is God

برهان اول را ابن سينا و ديگران نيز آورده‌اند و نيازمند اثبات عدم امكان وجود بي‌نهايت علت و معلول است. برخي براي اين نيز برهان آورده‌اند. برخي، مانند ارسطو، اصلِ وجود بي‌نهايت شيء را غير ممكن مي‌دانند تا چه رسد به بي‌نهايت علت و معلول. به هر حال، اثبات اين مقدمه به برهان نيازمند است.

تحليل برهان دوم (برهان غايت شناختي) را بر عهده خودتان مي‌گذارم.

 

اگر  Fxy يعني «x علت y است" باشد آنگاه چنين تحليل مي‌توانيم بكنيم:

 

"xyz[(Fxy Ù Fyz) Fxz]

متعدي بودن عليت

"x ~Fxx

نانعكاسي بودن عليت

"x"y [Fxy → ~(x=y)]

نانعكاسي بودن عليت

$x$y Fxy

وجود عليت

"x $y Fyx

علت داشتن همه چيز (عدم وجود علت اولي)

 

بنابه قوانين منطقي، گزاره‌هاي فوق مستلزم وجود بي‌نهايت علت و معلول است (مراجعه كنيد به دكتر نبوي، مباني منطق جديد، ص147) حال اگر قبول كنيم بي‌نهايت علت و معلول وجود ندارد بنا به قاعده رفع تالي، يكي از گزاره‌هاي بالا بايد كاذب باشد. اگر صدق چهار گزاره اول را بپذيريم ناچاريم كذب گزاره پنجم را قبول كنيم. تنها چيزي كه باقي مي‌ماند آوردن برهان بر عدم امكان وجود بي‌نهايت علت و معلول است كه آكويناس در نقل قول مذكور، از ذكر آن خودداري كرده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 بهمن1385ساعت 13:43  توسط اسداله فلاحي  | 

برای گذر از تنگناهاي واژه پرداز آفيس، شايد اطلاعات زير مناسب باشد:
symbols.doc

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 بهمن1385ساعت 14:17  توسط اسداله فلاحي  | 

ترجمه فصل دوم کتاب منطق صوری قدیم بوخنسکی. دکتر نبوی ظاهرا بخش اعظم کتاب را ترجمه کرده اند.

‌منطق صوری قدیم.پی دی اف

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 بهمن1385ساعت 11:43  توسط محمود سیفی  | 

با سلام خدمت دوستان گرامی

در منطق قدیم گفته می شود که :

 ۱- در باب یقینیات ما دو نوع قضیه یقینی داریم : یقینی بدیهی و یقینی نظری .

۲-  یقینیات بدیهی نزد اهل دقت از منطقدانان مسلمان ( همچون خواجه نصیر الدین طوسی از متقدمین و علامه طباطبایی از متاخرین ) تنها در اولیات خلاصه می شود .

۳- راه رسیدن به قضایای یقینی نظری برهان است .

اینک معما : در هیچ دو قضیه اولی حد وسط مشترک وجود ندارد که بتوان بر اساس آن حتی یک برهان بنا کرد و به اولین قضیه یقینی نظری دست یافت .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 بهمن1385ساعت 8:11  توسط کوشا  | 

كتاب فلسفه منطق ربط: گزاره‌ها و موجهات اثر استيون ريد ترجمه نگارنده اين سطور توسط انتشارات دانشگاه مفيد قم منتشر شد.

در ايران، براي اولين بار است كه اثري راجع به منطق ربط منتشر مي‌شود.

منطق ربط يكي از منطق‌هاي زيرساختي و معروف‌ترين آنها است. هر يك از منطق‌هاي زيرساختي برخي قوانين و قواعد منطق جديد فرگه‌ را به چالش مي‌كشند و با حذف آن قوانين و قواعد، نظام معقول‌تري را مي‌آفرينند. يكي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي منطق ربط اين است كه قادر است علاوه بر شرطي متصل مطلق، كه همان شرطي تابع ارزشي است، شرطي‌هاي متصل لزومي و اتفاقي را فرمول‌بندي كرده قوانين هر يك را به درستي به دست دهد. منطق ربط يكي از نقاط مشترك منطق قديم و جديد است. كتاب‌شناسي اين اثر به قرار زير است:

 Read, Stephen; Relevant Logic: A Philosophical Examination of Inference, Basil Blackwell, Oxford,  1988.

 به زودي، نمايندگي‌هاي انتشارات دانشگاه مفيد در تهران را پست خواهم كرد.

براي ديدن فهرستي از كتاب آدرس زير را ببينيد: 

Contents of Relevant Logi

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 بهمن1385ساعت 16:55  توسط اسداله فلاحي  | 

سلام به همه منطق‌دوستان خودم

اين هم يه مجموعه از منطق‌دانان بزرگ كه كنار هم گرد اومدند:

List-of-logicians wikiped...

كه از وب سايت ويكي پديا = ويكي اينسايكلوپديا=دايرةالمعارف نيوزيلند،) كه يكي از قوي‌ترين سايت‌هاي اطلاع‌رساني جهانه، تهيه و تكميل شده با اين آدرس:

http://www.algebra.com/algebra/about/history/List-of-logicians.wikipedia#Z

اگر اطلاعات بيشتري نسبت به منطق‌دان‌ها دارين، لطفا، به آدرس http://www.logiciran.blogfa.com برام بفرستيد كه با اسم خودتون منتشرش كنيم.

+ نوشته شده در  جمعه 13 بهمن1385ساعت 2:56  توسط اسداله فلاحي  | 

ابن سينا در كتاب منطق شفاء ج2 فن قياس ص 380 (قم، انتشارات مرعشي نجفي 1404ق. چاپ از روي نسخه مصري 1383ق.) ادعا كرده است كه انفصالي موجب مستلزم يك انفصالي سالب است كه در مقدم تناقض دارند: «دائما، اما أن يكون كل ا ب و اما أن يكون كل ج د» يلزمه «ليس البته إما أن لا يكون كل ا ب و إما أن يكون كل ج د.» صورت نمادين اين استدلال را به صورت زير مي‌توان نوشت:

P Ú Q

————

~(~P Ú Q)

اگر ‏نتيجه را دمورگان كنيم به استدلال زير مي‌رسيم كه بطلان كاملا آشكار است:

P Ú Q

————

P Ù ~Q

شگفت اينكه ابن سينا براي ادعاي خود، برهان(!) مي‌آورد و از آن شگفت‌تر اينكه عكس اين استدلال را كه كاملا معتبر است نامعتبر مي‌شمارد. به نظر شما، ابن سينايي كه خود رئيس مشائين و منطق‌دانان اسلامي است چگونه در دام چنين مغالطه‌اي درغلطيده است؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 بهمن1385ساعت 14:26  توسط اسداله فلاحي  | 

شهادت امام حسين (ع) و 72 يار عزيزش بر همه جوانمردان عالم تسليت باد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 بهمن1385ساعت 14:24  توسط اسداله فلاحي  | 

سلام و با عرض ارادت

از آنجا كه سايت بلاگفا پشتيباني خوبي از جدول‌ها و نوشته‌هاي منطق نمي‌كند پاسخ خود به كوشا را به صورت تفصيلي در آدرس 
  Test Paradox.doc

 آورده‌‌ام. اميدوارم بدون دردسر دادن باز شود.

+ نوشته شده در  شنبه 7 بهمن1385ساعت 17:46  توسط اسداله فلاحي  | 

درحقیقت دانشجویان کلاس منطق از برهان زير استفاده نموده اند :

p\/q\/r\/t\/z\/s

s~

p\/q\/r\/t\/z

z~

p\/q\/r\/t

t~

p\/q\/r

r~

p\/q

q~

p

p~

p/\~q/\~r/\~t/\~z/\~s~

p\/q\/r\/t\/z\/s)~

واضح است كه دانشجويان از عطف سطر اول و سطر آخر استدلال فوق به تناقض مي رسند و از قاعده معرفي نقيض ، نقيض سطر اول را به دست مي آورند . اما استاد هم مي تواند از استدلال زير استفاده كند :

p\/q\/r\/t\/z\/s)~

p/\~q/\~r/\~t/\~z/\~s~

r

r/\r~

p\/q\/r\/t\/z\/s

دوستان استحضار دارند كه به دليل صعوبت نوشتن  به صورت استاندارد استدلال ها تا حدودي تلگرافي هستند .

به نظر مي رسد نه صورت استدلال دانشجويان اشكالي دارد نه صورت استدلال استاد . حال چه بايد كرد ؟ راستي ما چرا بعضي قياس هاي ذوالحدين را جعلي و مغالطه مي دانستيم ؟

+ نوشته شده در  شنبه 7 بهمن1385ساعت 9:29  توسط کوشا  | 

با سلام خدمت همه منطق دانان و منطق دوستان عزیز

امروز می خواهم یک معمای منطقی مطرح کنم و از علاقه مندان بخواهم که پاسخ های خودشان را در بخش نظرات درج نمایند :

و اما معما مربوط به یک کلاس منطق است . استاد محترم کلاس به دانشجویان اطلاع می دهد که در یکی از روزهای هفته آینده امتحانی را  به طور غیر منتظره برگزار خواهد نمود . یکی از دانشجویان کلاس خطاب به استاد می گوید امتحان غیر منتظره در یکی از روزهای هفته آینده غیر ممکن است زیرا شما یا پنج شنبه امتحان خواهید گرفت یا چهار شنبه یا... یا شنبه اما در پنج شنبه امتحان نخواهید گرفت چرا که در این صورت مجبورید تا چهار شنبه امتحان نگیرید و لذا دیگر امتحان غیر منتظره نخواهد بود و به همین ترتیب نه در چهار شنبه می توانید امتحان بر گزار کنید و نه در سه شنبه و نه در هیچ یک از روز های دیگر هفته .

اینک به نظر شما استاد منطق چه پاسخ نظری منطقی به استدلال دانشجو می دهد ؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 بهمن1385ساعت 12:13  توسط کوشا  |