مروری کلی بر ایده های تارسکی درباب مفهوم صدق
آلفرد تارسکی یکی از ریاضی-منطقدانان بزرگ قرن بیستم بوده است
. متداول است که نظریه ی صدق تارسکی را « نظریه ی معناشناختی یا سمنتیکی صدق » بنامند، هرچند خود تارسکی ترجیح می داد آن را « درک یا مفهوم سازی[1] معناشناختی از صدق » بنامد، که به باور وی این مفهوم سازی، اساس نظریه ی تطابقی صدق را تشکیل می دهد ( Kirkham, 2001, p. 141 ).
مهمترین سهم فلسفی تارسکی، تعریف « معناشناختی » صدق او است. معناشناسی ( یا سمنتیک )، معنا را به عنوان رابطه ای درنظر می گیرد میان یک عبارت زبانی و آنچه که عبارت مذکور بیان می کند یا نمایش می دهد یا جانشین آن است، یعنی، اشیاء. بنابراین، « دلالت دارد »[2]، « می نامد »[3]، « ارجاع می دهد »، « بیان می کند »[4] و « اشباع می سازد »[5]، الفاظ یا عبارات معناشناختی هستند. تارسکی در کارهای خود، صدق را بر اساس مفهوم اشباع شدگی تعریف می کند (Martinich and Sosa, 2005, p. 124).
ادامه مطلب
قبلا مقاله صورتبندي جديدي از قضاياي حقيقيه و خارجيه را كه در نشريه آينه معرفت شماره ۱۱ تابستان ۸۶ منتشر شده بود تقديم كرده بودم. و حالا، مقاله تحليل قضاياي خارجيه با محمول وجود را تقديم حضورتان ميكنم. اين مقاله در نشريه "معرفت فلسفي" شماره ۲۳ بهار ۸۸ منتشر شده است. متاسفانه فايل چاپ و منتشر شده مقاله اخير در دسترسم نبود و بنابراين، شماره صفحات مقاله در نشريه در اين فايل مراعات نشده است.
مقاله نخست، قضاياي حقيقيه و خارجيه را در منطق وجهي تحليل و صورتبندي ميكرد اما مقاله اخير، به بررسي اين قضايا در منطق محمولها و منطق آزاد پرداخته و نشان داده است كه اين دو منطق توانايي تفكيك اين دو نوع قضيه را ندارند. بنابراين، دو منطق جديد ارائه كردهايم تا تفاوت قضاياي حقيقيه و خارجيه را بدون كمك گرفتن از اداتهاي وجهي نشان دهيم.
اين دو مقاله، سرآغاز سلسلهاي از مقالات است كه از چشماندازهاي گوناگون به اين قضايا نظر افكنده است. فهرست برخي از اين مقالات كه به رشته تحرير درآمده و براي ارزيابي به نشريات فرستاده شدهاند:
۳. ابهامزدايي از قضاياي حقيقيه، خارجيه، معدوليه و سالبه المحمول
۴. قضاياي حقيقيه و خارجيه در منطق مرتبه دوم هنكين و منطق حذف اينهماني
۵. قضيه ذهنيه
و اما چكيده مقاله حاضر:
چكيده
تفاوت قضاياي حقيقيه و خارجيه در اين است كه قضاياي خارجيه تنها در مورد موجودات سخن ميگويد اما قضاياي حقيقيه موجودات فرضي را نيز كه در عالم واقع، موجود نيستند دربرميگيرد. فيلسوفان و منطقدانان، نظرات گوناگوني در تحليل وجود ارائه كردهاند. در اين مقاله، بدون اينكه بخواهيم وارد اين نزاع شده، نظر خاصي را بپذيريم، محمول وجود را تعريف ناشده در نظر گرفته، با افزودن آن به منطق محمولها، به معرفي سه منطق پرداختهايم: منطق آزاد كه از ديرباز شناخته شده است و دو منطق ديگر كه براي آنها، نامهاي «منطق محمولها و وجود» و «منطق وجود همگاني» را برگزيدهايم. نشان دادهايم كه منطق آزاد نميتواند ابزار خوبي براي تحليل و بررسي منطق قديم باشد و قضاياي حقيقيه را از خارجيه تفكيك كند اما دو منطق اخير قادر به چنين كاري هستند. همچنين، نشان دادهايم كه منطق محمولها و وجود، منطق قضاياي حقيقيه است و منطق وجود همگاني، منطق قضاياي خارجيه است؛ به علاوه، منطق محمولها و وجود اين توانايي را دارد كه به تنهايي تفاوت اين دو نوع قضيه را به خوبي نشان دهد.
واژگان كليدي: قضيه حقيقيه، قضيه خارجيه، منطق محمولها، منطق آزاد، منطق محمولها و وجود، منطق وجود همگاني
