مقولات ارسطویی در منطق جديد
"مقولات ارسطویی در منطق جديد" مقالهاي است كه در نظر دارم براي سمينار "تمايزهاي منطق قديم و جديد" در دانشگاه علامه بفرستم البته اگر چكيده آن مورد تصويب برگزار كنندگان همايش قرار بگيرد. اين چكيده را در زير ميبينيد. در صورت كامل شدن مقاله، كل آن را در همين وبلاگ خواهيد ديد.
در آثار فرگه و ديگر منطقدانان جديد، مبحثي متناظر با كتاب مقولات ارسطو به چشم نميخورد. برخلاف اين نگاه بدوي، فرگه مبحث مقولات را به سبكي كاملا نو و ابتكاري طراحي كرده و در منطق خود، از آن استفاده بسياري برده است. در اين مقاله، ابتدا نشان ميدهيم كه مقولات ارسطو، نه جامع است، نه مانع است، نه تباين اقسام دارد. چنان كه سهروردي نشان داده است، شش مقوله از مقولات دهگانه ارسطو، در مقوله دهم، اضافه، جاي ميگيرند و مقوله حركت در هيچ يك از اين مقولات نميگنجد (بگذريم از كانت و هگل و مقولات متنوعشان).
از نظر فرگه، تفكيك مقولات اضافي هفتگانه از سه مقوله ديگر ارسطويي (جوهر، كم و كيف)، بسيار مهم است زيرا، آن هفت مقوله، دوموضعي و اين سه مقوله يكموضعي هستند. البته فرگه جوهر اولي را از جوهر ثانوي و كم و كيف استثنا كرده، آن را «شيء» (و در اصطلاح پيروان فرگه، محمول صفرموضعي) و سه ديگر را «مفهوم» (و در اصطلاح پيروان فرگه، محمول يكموضعي) مينامد چنانكه هفت مقوله اضافي را «نسبت» نام ميدهد. بنابراين، فرگه به سه مقوله «شيء»، «مفهوم» و «نسبت» ميرسد. اما اين پايان مقولات نزد فرگه نيست. به نظر فرگه، مقوله كم، در ميان سه مقوله مفهومي (يكموضعي)، جايگاه متمايزي دارد. در نزد او، مفاهيمي مانند وجود، عدم، و اعداد، نميتوانند بر شيء حمل شوند بلكه بر مفاهيم حمل ميشوند. اين مفاهيم، «محمولهاي مرتبه دوم» ناميده ميشوند. از اينجا، فرگه به مقولات جديدي، مانند محمولهاي مرتبه صفر، مرتبه يك، مرتبه دو، مرتبه سه و ... ميرسد.
در اين مقاله، اهميت اين مقولات را در منطق فرگه نشان ميدهيم و به تفاوتهاي مهم منطق محمولات يكموضعي و منطق محمولات چندموضعي، از يك سو، و تفاوتهاي مهم منطق مرتبه اول و مراتب بالاتر، از سوي ديگر، اشاره ميكنيم. خواهيم ديد كه برخلاف مقولات ارسطويي كه جايگاه مبهمي در منطق قديم دارد و بزرگاني مانند ابن سينا ناگزير از انتقال آن از منطق به فلسفه شدهاند، مقولات فرگهاي جايگاهي بس ارجمند در منطق جديد دارد و مبناي تقسيماتي كلان در منطق محمولات گشته است.
در پايان، به پارادوكسي در باب سورهاي گزارهاي در منطق مرتبه دوم پرداخته و نشاندادهايم كه طرح اين سورها در منطق مرتبه دوم، با ايده اشباعشدگي گزاره نزد فرگه ناسازگار است.