دو مقاله درباره «حمل اولي و حمل شايع»
درباره حمل اولي و شايع بسيار نوشتهاند و بسيار خواهند نوشت. در همين راستا، من هم سه مقاله درباره حمل اولي و شايع نوشتهام كه دو تاي آنها اخيرا چاپ شدهاند:
حمل اولي و شايع در منطق قديم و جديد در نشريه آينه معرفت شماره ۱۹ تابستان ۱۳۸۸ صص ۱۹-۴۶.
حمل اولي و شايع، به قيد قضيه و به قيد موضوع و فروكاهي معناي دوم به معناي اول (به همراه سيد بهاء الدين موحد ابطحي) در نشريه پژوهشهاي فلسفي - كلامي 43 و 44، بهار و تابستان 1389، صص 5-2۷. همچنين، لینک سریع اين مقاله در سايت SID.
مقاله سوم كه در دست انتشار است عبارت است از:
«كاربردهاي نادرست حمل اولي و شايع»، (به همراه سيد بهاء الدين موحد ابطحي) در نشريه فلسفه و كلام اسلامي (مقالات و بررسيها)، دانشگاه تهران
در اين سه مقاله، تلاش كردهايم ابهامهاي اين دو اصطلاح گنگ و پيچيده را به زبان منطق جديد به نمايش بگذاريم و گره از كار فروبسته حمل اولي و شايع بگشاييم!
هرچند تمام ايدههاي نو در مقاله نخست را مستقلا به دست آوردهام، اما پس از آن، به اشاراتي از دکتر احد فرامرز قراملکی در برخي مقالات منتشر شده ايشان برخوردم كه دقيقا ايده اصلي آن مقاله را به كوتاهي هرچه تمامتر بيان كرده بود و آن اينكه «حمل اولي» در منطق قديم، همان «اينهماني» در منطق جديد است! متاسفانه اين اشاره هوشمندانه نه مورد توجه ديگران قرار گرفته بود و نه حتي خود ايشان در آثار ديگرشان آن را پي گرفته بودند. سه مقاله ياد شده تلاشي است براي گسترش اين ايده هوشمندانه (در مقاله نخست)، يافتن كاربردهاي درست حمل اولي و شايع در فلسفه اسلامي (مقاله دوم) و نقد و بررسي كاربردهاي نادرست اين دو اصطلاح در متون فلسفي معاصران (مقاله سوم).
در اين راستا، مقالهاي با عنوان: بررسي دو قول به ظاهر متناقض در باب حمل هاي اولي ذاتي و شايع صناعي از دكتر حميدرضا آيتاللهي و سعيد انواري نيز منتشر شده است كه از اينهماني در بحث از حمل اولي استفاده ميكند. در مقاله دوم نشان دادهايم كه اين مقاله از ايده درخشان دكتر قراملكي بسيار به دور است و به عمق آن ايده هرگز نرسيده است.