گزاره در منطق قديم و منطق جديد
گزاره در منطق قديم و منطق جديد
معاني گزاره
اگر «گزاره» را اسم آلت و به معناي ابزار گزارش بگيريم جملههاي خبري گزاره خواهند بود اما اگر «گزاره» را اسم مفعول و به معناي گزارش شده و محتواي گزارش بگيريم جملههاي انشايي نيز حاوي گزاره خواهند شد. براي نمونه، آنچه ميان گزارشِ «علي رفت»، پرسشِ «آيا علي رفت؟»، فرمانِ «علي! برو»، تعجب و شگفتيِ «علي رفت!» و آرزويِ«كاش علي ميرفت» مشترك است چيزي است كه با عبارت مصدري «رفتن علي» يا عبارت موصولي «اينكه علي برود» بيان ميكنيم. عبارتهاي مصدري بيان كنندة محتواي گزارش، محتواي پرسش، محتواي فرمان و محتواي ديگر افعال گفتاري است.
«گزاره» و proposition را، در منطق قديم، به معناي جمله خبري ميگيرند اما در منطق جديد و فلسفه تحليلي، به معناي محتواي جمله خبري به كار ميبرند تا بر پايه آن، بتوانند زبان صوري و نمادينِ منطق پرسشي، منطق تكليف، منطق احتمال، و ديگر منطقها را بازسازي كنند.
|
|
در منطق قديم |
به معناي خاص: |
= گزاره = گزارش = اخبار = خبر = جمله خبري= مركب تام خبري |
|
گزاره |
|
|
|
|
|
در منطق جديد |
به معناي عام: |
= گزاره = گزارش شده = محتواي خبر = محتواي پرسش |
انواع گزاره
گزارهها، در زبان طبيعي، به صورتهاي گوناگون به كار ميروند كه شناخت آنها براي شناخت منطقيِ زبان طبيعي ضروري است. انواع زبانشناختي گزارهها را در زير ميآوريم:
|
|
|
اخباري (خبري): |
علي رفت- علي ميرود- علي خواهد رفت |
|
|
جملهاي: |
|
|
|
|
|
التزامي (انشايي): |
علي رفته باشد- علي برود |
|
گزاره |
|
|
|
|
|
|
اخباري (خبري): |
اينكه علي رفت- اينكه علي ميرود- اينكه علي خواهد رفت |
|
|
موصولي: |
|
|
|
|
|
التزامي (انشايي): |
اينكه علي رفته باشد- اينكه علي برود |
|
|
|
|
|
|
|
مصدري: |
|
رفتن علي (در حال، گذشته يا آينده) |
توجه به اين نكته لازم است كه گزارههاي موصولي از نظر نحوي و دستوري، شبيه گزارههاي جملهاي است اما از نظر معنا و سمانتيك، شبيه مصدر است.
اداتهاي گزارهاي
اداتهاي گزارهاي كلمه يا كلمههايي هستند كه گزارهها را تركيب ميكنند و گزاره جديدي ميسازند. اداتهاي گزارهاي گوناگون، انواع گوناگوني از گزارهها را تركيب ميكنند؛ براي نمونه، ادات «اگر» گزارههاي جملهاي را و ادات «موجبِ ... است» گزارههاي مصدري را تركيب ميكند. در زير چند نوع ادات گزارهاي را ذكر ميكنيم:
|
|
1. جمله - جملهاي:[1] |
اگر: |
«اگر» علي بيايد شاد ميشوم |
|
|
|
با اينكه: |
«با اينكه» علي آمد شاد شدم |
|
انواع |
|
|
|
|
ادات |
2. مصدر – جملهاي: |
موجب ميشود كه: |
آمدن علي «موجب ميشود كه» شاد شوم |
|
گزارهاي |
|
با: |
«با» آمدن علي، شاد ميشوم |
|
|
|
|
|
|
|
3. مصدر- مصدري: |
موجبِ ... است: |
آمدن علي «موجبِ» شادي من «است» |
|
|
|
به شرطِ: |
شادي من «به شرطِ» آمدن علي |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
[1] در زبانشناسي، جملهاي را كه بدون فاصله بعد از يك ادات ميآيد «جمله پيرو» و جملهاي را كه پيش از ادات يا پس از جمله پيرو ميآيد «جمله پايه» مينامند. گويي، در زبانشناسي، ادات و جمله پيرو بخشي از جمله پايه به شمار ميرود: «اگر علي بيايد من شاد ميشوم» معادل است با «من از آمدن علي شاد ميشوم». جمله دوم شبيه اين جمله است: «من از تهران ميآيم».
در منطق، جمله پايه و پيرو و اصلي و فرعي نداريم. گويي، در منطق، ادات گزارهاي بر روي هر دو گزاره آمده و هر دو را به يكسان جزئي از يك گزاره ديگر ساخته است. به همين دليل است كه در منطق، «سازه اول» و «سازه دوم» يا «مقدم» و «تالي» داريم نه پايه و پيرو يا اصلي و فرعي.