ابن سينا در كتاب منطق شفاء ج2 فن قياس ص 380 (قم، انتشارات مرعشي نجفي 1404ق. چاپ از روي نسخه مصري 1383ق.) ادعا كرده است كه انفصالي موجب مستلزم يك انفصالي سالب است كه در مقدم تناقض دارند: «دائما، اما أن يكون كل ا ب و اما أن يكون كل ج د» يلزمه «ليس البته إما أن لا يكون كل ا ب و إما أن يكون كل ج د.» صورت نمادين اين استدلال را به صورت زير مي‌توان نوشت:

P Ú Q

————

~(~P Ú Q)

اگر ‏نتيجه را دمورگان كنيم به استدلال زير مي‌رسيم كه بطلان كاملا آشكار است:

P Ú Q

————

P Ù ~Q

شگفت اينكه ابن سينا براي ادعاي خود، برهان(!) مي‌آورد و از آن شگفت‌تر اينكه عكس اين استدلال را كه كاملا معتبر است نامعتبر مي‌شمارد. به نظر شما، ابن سينايي كه خود رئيس مشائين و منطق‌دانان اسلامي است چگونه در دام چنين مغالطه‌اي درغلطيده است؟