چندي پيش مقاله انواع عموم در اصول فقه در نشريه فقه و اصول (مطالعات اسلامي سابق) شماره ۸۵ پاييز و زمستان ۱۳۸۹ منتشر شد كه با تأخيري چند ماهه (!؟) در اختيار دوستان قرار مي‌گيرد. اين مقاله ارتباط تنگاتنگي با دو پست زير كه قبلا منتشر شدند دارد:

صورت‌بندي گزاره‌هايي از زبان طبيعي - یکشنبه ۲۶ تیر 1390
قرص نان و دانش آموزي - جمعه ۲۰ فروردین 1389

مقاله ديگري نيز در اين زمينه دارم با عنوان انواع عموم در منطق جديد كه به زودي منتشر خواهد شد.

و اما چكيده مقاله حاضر:

چكيده

منطق‌دانان مسلمان و دانشمندان اصول فقه، چندين نوع عموم و كليت را شناسايي كرده‌ و آن‌ها را «عموم بدلي»، «عموم مجموعي» و «عموم استغراقي» نام داده‌اند. در اين مقاله، قصد داريم با بحثي تاريخي- تحليلي، ديدگاه‌هاي اصوليان را گردآوري و تا حد توان خويش، تحليل كنيم. ابتدا، پيشينة بحث در آثار منطق‌دانان مسلمان و اصوليان متقدم را بررسي مي‌كنيم. در اين دوره، انواع عموم نه داراي اصطلاحات جاافتاده هستند و نه داراي تعريف‌هاي دقيق. در دورة دوم، كه از زمان شيخ بهايي آغاز مي‌شود و تا زمان معاصر ادامه مي‌يابد، وضعيت كاملاً متفاوت است و تعريف‌ها، بحث‌ها، و نزاع‌هاي بسياري پيرامون انواع عموم درمي‌گيرد. در اين مقاله، به گزارش اين تعريف‌ها و نزاع‌ها، دسته‌بندي آنها و در برخي موارد به داوري ميان طرف‌هاي نزاع مي‌پردازيم.

كليد واژه­ها: عموم مجموعي، عموم استغراقي، عموم بدلي، اطلاق، سور كلي، سور جزيي.